تا اواخر مصاحبه فکر میکردم مهمترین بخش گفتوگو بخش مربوط به تفکیک کتابهای درسی دختران و پسران است تا اینکه علی ذوالعلم، مشاور وزیر آموزش و پرورش و مدیرکل دفتر برنامهریزی و تالیف کتابهای درسی از بررسی طرح جنجالبرانگیز دیگری خبر داد. طرح کم کردن دوران تحصیل دختران. شوکی که این خبر به مصاحبه و من وارد کرد در حدی بود که مجبور شوم بخشهای مهم دیگری از مصاحبه را برای گنجاندن سوالاتی در مورد این طرح حذف کنم. حجتالاسلام ذوالعلم اولین مشاور معمم وزیر آموزش و پرورش بعد از ۳۰ سال است. معلوم است که از سهسال پیش که در اولین نشست خبریاش به ما معرفی شد بیش از پیش در سمتش جا افتاده، آنچنان که در مسیر تحولی که نظام آموزش و پرورش برای خود تعیین کرده از جستوجو برای طرحها و برنامههای جنجالبرانگیز فروگذار نمیکند. صبور و موقر به سوالات ما پاسخ میدهد و در دادن وقت مصاحبه نهایت همکاری را دارد.
● چندی پیش در خبری آمده بود که حوزه علمیه قم طرحی را با عنوان طرح جامع نظارت و تدوین کتب درسی در دست دارد. آیا با فضای دینی اسلامی که بر کل جامعه حاکم است و در راستای همکاری مدرسه و حوزه این امکان وجود ندارد که حوزه بهطور خاص و جدا از دستگاههای دیگر قصد نظارت خاص بر کتابهای درسی دارد؟
▪ طبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در مورد شورایعالی آموزش و پرورش وظیفه نظارت بر برنامهها و کتابهای درسی به عهده شورایعالی آموزش و پرورش قرار دارد بنابراین تنها مرجع قانونی که میتواند بر کتابهای درسی نظارت قانونی کند شورایعالی آموزش و پرورش است. ولی ما از بقیه دستگاهها کمک علمی و پژوهشی دریافت میکنیم. از حوزه، از پژوهشگاهها نظرخواهی میکنیم. کمک آنها به معنی نظارت نیست. در این چند سال هیچگونه نظارتی از طرف حوزه علمیه بر کتابهای درسی اعمال نشده. ولی یک نوع همکاری بین ما و حوزههای علمیه وجود داشته که از زمان وزارت آقای مظفر شروع شده، در دوره آقای حاجی هم استمرار پیدا کرده و در دوره آقای فرشیدی تقویت شد و حالا هم ادامه دارد. بحث بر سر این است که حوزه علمیه با توانمندی تخصصی خود بهخصوص در مورد کتابهای دینی میتواند به ما کمک کند و ما آماده هستیم این کمک را دریافت کنیم. آن مطلب به این صورت مطرح نبوده که حوزه علمیه نظارتی بر کتابهای درسی داشته باشد. قطعا خبر مخدوش است. یا ما چنین چیزی را اطلاع نداریم. حدسم این است که دوستان از یک پروژه پژوهشی خبر دادند.
● سازمان برنامهریزی و تالیف کتابهای درسی همواره به همکاری با اساتید تاکید میکند اما هرگز ندیدیم از اساتید بنام در حوزههای تاریخ، محیطزیست و ایرانشناسی و ادبیات و... در این کار دعوت شود؟ چرا با اساتید بنام ارتباط نمیگیرید؟ آیا آنها به دلایلی تمایل به همکاری با شما را ندارند یا شما گزینشی عمل میکنید؟
▪ ما بسترسازیهای خوبی انجام دادیم و سعی کردیم این کار را در قالب یک فرآیند درآوریم. اعتقاد داریم شورای برنامهریزی و تالیف ما یک شورای ملی است و باید بتواند در سطح کلان از همه توانمندیها استفاده کند ولی خود همین شخصیتها بعضا نمیتوانند فرصت کافی برای ما قرار بدهند. چون جلسات شورای تالیف و برنامهریزی گروه هر هفته جلسه دارند و افراد باید کار مطالعاتی انجام دهند خوب اینجور افراد هم یا گرفتارند یا تدریس دارند یا پروژه دارند و مجموعا در آن حدی که فضای آموزش و پرورش اقتضا کند نمیتوانند وقت بگذارند. ضمن اینکه در نشستهای تخصصی نقد و بررسی کتابهای درسی حضور همه افراد از هر طیف فکری آزاد بوده. نشستها از سال گذشته شروع شده و ادامه دارد و از همه صاحبنظران دعوت میکنیم برای طرح دیدگاههایشان البته قولی نمیدهیم برای عمل کردن به دیدگاهها، چون باید ما همه را در یک سامانه درآوریم و به دانشآموزان ارائه دهیم. شعار ما در سازمان تالیف و برنامهریزی کتب درسی این است که در سازمان به روی همه باز است و ما با روی باز از نظرات همه استقبال میکنیم.
● برنامه درسی ملی الان در چه مرحلهای است؟
▪ از سه سال قبل اواخر سال ۸۴ تدوین آن شروع شده است. دو سال فرصت داریم و باید در اردیبهشت سال آینده این را به شورایعالی آموزش و پرورش تقدیم کنیم. ما تا آخر امسال باید بتوانیم نگارش اول را به شورایعالی آموزش و پرورش ارائه بدهیم بعد از اینکه شورا روی آن اعمالنظر کرد و اعتباربخشی شد در شورا تصویب میشود و به اجرا در میآید.
در برنامه درسی ملی آیا نیازهای دانشآموزان متعلق به قوم و مذاهب دیگر دیده شده است. بهخصوص که عنوان میشود یکی از دلایل افت تحصیلی دانشآموزان مناطق اقوام ایرانی به دلیل تفاوت زبان درسی با زبان مادری است.
اتفاقا بعضی از استانهای مورد نظر شما از نظر وضعیت افت تحصیلی از استانهای به ظاهر مرکزی ما بهترند. ما در برنامه درسی ملی باید تعیین تکلیف برای همه عناصر بکنیم. اینکه چه مقدار از برنامه ما باید انعطافپذیر باشد چه مقدار باید غیرمتمرکز باشد، چه مقدار باید به هویت منطقهای و بومی دانشآموز توجه کند همه اینها را ما باید در برنامه درسی ملی مشخص کنیم. عملا هم ما در این مسیر قدم برداشتیم. معتقدیم تقویت هویت ملی در بچههای ما یکی از مهمترین کارکردها و اهداف برنامه درسی است و تقویت هویت ملی در کشور ما بدون توجه به هویتهای منطقهای و بومی میسر نیست. یک دانشآموز کرد، بلوچ یا ترک در عین اینکه خود را کرد، بلوچ و ترک میداند، متعلق به ایران میداند. بنابراین توجه به این داشتیم. در کتابهای درسی ما این کار انجام شده در دوره متوسطه ما الان یک درس جغرافیای استان داریم. دقیقا متمرکز میشود بر جغرافیای هر استان و قرار است این درس را به درس استانشناسی تبدیل کنیم.
● بهطور مصداقی چطور به نیازهای بچههای این اقوام و مذاهب توجه میکنید؟
▪ قبلا توجه داشتیم اما سامانمند و نظاممند نبوده و یک مقداری بر حسب انتخاب افراد و سلیقه مدیران این کار انجام میشده و با تنظیم برنامه درسی ملی اینها قانونمند میشود و یک مرجع قانونی در کشور تعیین میکند ما در هر جهتی چه خطمشی و سیاستی را پیش بگیریم.
● كمی ریزتر شویم. در کتابهای درسی بهطور نمونه تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان آنجا که به نقشها و وظایف هر یک از افراد خانواده اشاره میشود آمده نقش زن خانهداری، همسرداری،رسیدگی به تکالیف مدرسه بچهها و امور خانه است. آیا واقعا این نقشی که به زنان نسبت داده میشود با واقعیت جامعه یکی است. یاد دادن این نقش به بچهها در مدرسه یاد دادن پذیرش آشکار تبعیض در جامعه نیست؟
▪ ما قطعا در برنامههای درسیمان در یک چارچوب هدفگذاری کاملا روشن باید این کار را انجام بدهیم یعنی یک مبنای نظری مشخصی باید داشته باشیم و باید در آن چارچوب هدفگذاری کنیم. اگر بنا باشد فلسفه آموزش و پرورش اسلامی برای ما مبنا باشد تفاوت نقش بین زن و مرد در اسلام کاملا یک امر پذیرفته شده است. این تفاوتها جنبه طبیعی دارد و ریشههای فطری هم دارد بدون اینکه ذرهای در ارزش انسانی زن و مرد تفاوتی ببینیم. زن و مرد هر دو انسانهایی هستند که از ظرفیتهای مشابه برای کمال برخوردارند و حتی در بعضی از زمینهها ظرفیتهای زنان بیشتر از مردان هم هست. در همان کتابهایی که اشاره کردید ما تصاویری داریم که زنان رأی میدهند یا اینکه کار صنعتی انجام میدهند بنابراین اینکه زن در بازار کار و در عرصه سیاست حضور داشته باشد اینها قطعا هست. اما حضور خانوادگی زنان به عنوان مدیر خانواده قطعا قویتر است در جامعه ما.
اینگونه نحوه انتقال مطلب به بچهها کاملا به تبعیض منجر شده است. جوابی که همه بچهها به این سوال داده بودند تنها نقش مادری، خانهداری و همسرداری بوده است.
نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد که به یک تبعیض ناروا برسیم باید پرهیز داشته باشیم. اما اینکه نقشهای متفاوت اجتماعی و اقتصادی زن و مرد هم برای دانشآموزان روشن شود واقعا مسئله مهمی است. امروز دختران و پسرانمان به نقشهای خانوادگی خودشان خیلی اشراف ندارند و با آن مأنوس نیستند و بعدها در زندگی خانوادگیشان دچار چالش میشوند. تصور اینها این هست که برابری زن و مرد در حقوق و در جایگاه و شأن انسانی لزوما به این معناست که مثلا زن هم موظف است مثل مرد نانآور خانه باشد.
● این نسلی که الان میفرمایید نسلی هستند که کتابهایی را خواندند که همه نقش زن را خانهداری و همسرداری و نقش مرد را نانآور عنوان کرده است.
▪ البته یک نکته دیگر هم هست؛ تاثیرگذاری روی نسل ما فقط از طریق کتاب درسی که نیست. ما امروز یکی از چالشهای اساسیمان در جامعه این است که ابزار مختلف نگرشهای متفاوتی را به بچههای ما منتقل میکنند و بچههای ما گاهی دچار یک سردرگمی هم میشوند.
● خب اساسا مسئله همین است که آنچه در کتابها و برنامههای درسی میآید با زندگی واقعی متفاوت است.
▪ تاکید ما و سعی ما در هدفگذاریهایمان این است که شأن زن و شأن مرد هر دو در حد خودش توجه شود کتابهای ما با این دیدگاه که زن فقط باید در خانه بنشیند و هیچ نقش اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نداشته باشد مخالفت کرده است.
● مصداق این دیدگاه بهطور عینی چیست؟
▪ عرض کردم تصاویر در کتابها. مثلا تصاویری است که زنان دارند رأی میدهند و کار علمی و صنعتی انجام میدهند. اینها در کتابهای ما آمده مثلا زن را پشت میکروسکوپ نشان داده است. در حال حاضر من فکر نمیکنم در کتابهای درسی ما این تعادل رعایت نشده باشد یا اگر اشکالی وجود داشته باشد اشکال فاحشی باشد. البته بعضیها هستند که نقد میکنند و با این تصور که ارزش انسانی دختران به این است که بتوانند لزوما همه کارهای پسرانه را انجام بدهند یا ارزش پسران در این است که همه کارهای دخترانه را انجام بدهند با این دیدگاه کتاب ما را نقد میکنند. ما اصل این دیدگاه را مورد نقد قرار میدهیم و میگوییم واقعا در زندگی انسانها از نگاه علمی و تاریخی؛ اعتقادی بالاخره تفاوتی بین زنان و مردان از جهت نقش اجتماعی و خانوادگی وجود دارد یا نه اگر دارد به همان اندازهای که وجود دارد نه بیشتر و نه کمتر اینها را به بچهها منتقل کنیم.
● توجه به این مورد در برنامه درسی ملی هست؟
▪ بله یکی از نکات در برنامه درسی ملی همین هست که ببینیم واقعا دختران ما، پسران ما چه استعدادهایی دارند و متناسب با آن نظام آموزشی تعیین شود. الان پسران ما نیازهای ویژهای دارند که به آن توجه نکردیم بالاخره نیروی اصلی کارگری جامعه ما را پسرها تشکیل میدهند، اگر پسرها اهل کار و آچار به دست گرفتن نباشند اهل بیل زدن نباشند واقعا جامعه ما فردا چه میخواهد بشود. همه میخواهند کارمند شوند و واقعا رکن خانواده را زنان تشکیل میدهند. اگر دانشآموزان دختر ما با بحث تربیت و مدیریت خانواده آشنا نشوند، جامعه فردا چگونه میشود.
● چندی پیش از طرف آقای علیاحمدی مسئله تفکیک جنسیتی کتابهای درسی مطرح شد که مخالفتهای زیادی را در پی داشت. از آنجا كه ایشان در نیمه راه تدوین برنامه درسی ملی به وزارت آموزش و پرورش منصوب شدند آیا این مورد در برنامه درسی گنجانده شده یا هماکنون نظر ایشان اعمال شده است؟
▪ ببینید امیدوارم بحث ما دقیق مطرح شود و موجب بدفهمی و سوءتفاهم نشود. هر نظام تعلیم و تربیتی یک مبنای فلسفی خاص خودش را دارد، یعنی مبانی انسانشناسی هستیشناسی و معرفتشناسی اینها پایههای نظری هر دستگاه تعلیم و تربیت را شکل میدهد. ما به خاطر اینکه اسلام را به عنوان یک دین معقول پذیرفتیم خود به خود مبانی تعیلم و تربیت ما از این مبانی است. در این مبانی بهطور صریح مشخص است که زن و مرد هر دو انسانند و به تربیت نیاز دارند که آنها را در رسیدن به کمال انسانی کمک کند. بنابراین در جهت بنیادیترین آموزشها حتما زن و مرد مشترکند هر دو باید با نگرشهای عمیق آشنا باشند، مسوولیتهای اجتماعی خود و مکارم اخلاقی و علمی خود را تقویت کنند اما یک بخشی از نیازهای دختران و پسران ما متفاوت است. آن بخش متفاوت بخش اصلی برنامه درسی ما نیست.
● منظورتان آموزشهای جنسی است؟
▪ آموزشهای جنسی نه، بلکه آموزشهایی که به جنسیت بر میگردد یعنی تفاوتهای جنسیتی که بین زن و مرد هست، نقشها و آموزشهای مختلفی را اقتضا میکند. باید ما اینها را ببینیم. این به این معنی نیست که ما همه کتابهای درسیمان از همدیگر متفاوت باشد. مثلا در درس دینی در بحث اصول زن و مرد مشترکند. اما در احکام شرعی تفاوت وجود دارد. حالا اگر این تفاوت خواست در یک کتاب به ۱۵ درصد برسد، نمیتوانیم این ۱۵ درصد را هم برای دختران و هم برای پسران بگذاریم و بگوییم هر دو از یک کتاب استفاده کنند. بلکه آنجا باید یک کتاب برای دختران و یک کتاب برای پسران داشته باشیم. اگر سخن از تفکیک کتاب هست به این معنا نیست که همه مطالب متفاوت است. بلکه ما به خاطر مطالب متفاوت دو کتابش کردیم. آن هم برای تسهیل در یادگیری. اما کتاب ریاضی دختران و پسران باید متفاوت باشد؟ این را ما هنوز بهش نرسیدیم. ممکنه نظریاتی مطرح شود اما هنوز به این نرسیدیم که همه کتابهای ما در همه دورهها و پایهها باید متفاوت باشد. ولی در حال حاضر هیچ کدام از کتابها متفاوت نیست. در برنامه درسی ملی ما به این مطلب توجه کردهایم که این تفاوتها در حدی که واقعیت دارند دیده شوند. نه بیشتر و نه کمتر. یک بحث دیگری مطرح است که هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده و در قالب یک سوال قابل طرح است و آن سوال این است آیا اساسا طول زمانی که دانشآموزان دختر ما به آموزش نیاز دارند با طول زمان پسران ما یکسان است؟ آیا استعداد برتر دختران و تمرکز دختران بر آموزش موجب تسریع در آموزش نمیشود که ما بگوییم اگر یک محتوای مشترک و ثابتی داریم برای دختران و پسران. شاید دختران این توان و این کشش را داشته باشند که در زمان کوتاهتری این آموزش را ببینند. و ما بیخود یک سال دختران را معطل پسران نکنیم. این بحث هم اخیرا در بعضی از محافل کارشناسی مطرح شده که هوش یادگیری دختران در دوره عمومی قبل از دانشگاه تا سن ۱۷ سال از پسران قویتر است. آمار میانگین معدل بچهها و ورود بچهها به دانشگاه همه اینها را تایید میکند. این بحث در قالب یک سوال مطرح است ما هنوز به جمعبندی مشخصی نرسیدیم. آنچه که در دنیا وجود دارد این است که دخترها و پسرها را از این جهت مساوی دیدند.
● کشوری را سراغ دارید که آموزشهای رسمی دختر و پسر از نظر مدت زمان با هم فرق کند؟
▪ نه نداریم ولی اگر به این جمعبندی برسیم یک نوآوری خواهد بود و ممکن است بقیه را هم متوجه این نکته کند.
● چون یکی از نگرانیهای برخی دستگاهها بالا رفتن سن ازدواج دختران است آیا طرح چنین موضوعی برای دختران برای ازدواج سریعتر آنها نیست؟
▪ نه. اما واقعا یکی از نگرانیهای دختران این است که سن ازدواج آنها به تاخیر میافتد. الان با توسعه تحصیلات عالی در کشور دختران تا قبل از اینکه کارشناسی را تمام نکنند خیلی وارد خانواده نمیشوند و خود دختران احساس میکنند اگر میتوانستند زودتر این فرصت را پیدا کنند، شاید بهتر بود.
● یعنی زودتر درسشان تمام میشد و ازدواج میکردند؟
▪ احسنت. بدون اینکه ما فرصتی را از دختران بگیریم. یعنی یک بحث ظریف اینجاست. در واقع به خاطر اینکه حق دختران رعایت شود ما نباید دختران را معطل پسران قرار دهیم. مثلا در یک مسابقه دو اگر دختران زودتر توانستند به نقطه هدف برسند ما به دختران بگوییم شما بایستید چون پسرها از شما کندتر میآیند، کندی اینها را تحمل کنید.
● چه مکانیسمی تعریف میکنید تا دختران همان محتوای علمی پسرها را در زمان کمتر یاد بگیرند؟
▪ اگر این نظر کارشناسی تایید شود که دختران هوش و توان یادگیریشان و تمرکز یادگیریشان بیشتر از پسران است یعنی ما در نظام آموزشی فعلیمان داریم یک بخشی از ظرفیت و توان دختران را نادیده میگیریم. باید بهگونهای عمل کنیم که مطمئن شویم همان کیفیت آموزشی و همان محتوای آموزشی مورد نیاز به دختران هم برسد. تا زمانی که کارشناسان به درستی این نظر نرسند ما دست به کار نمیشویم. در حال حاضر به عنوان یک سوال علمی و کارشناسی مطرح است.
● در این صورت تکلیف تعهدات بینالمللی آموزش و پرورش و وظایف تاکید شده در قانون اساسی در مورد آموزش افراد چه میشود؟
▪ ما این ملاحظات را باید داشته باشیم. ما فقط به یافتههای علمی بسنده نمیکنیم. باید بهگونهای عمل کنیم که تعارضی با قانون اساسی و تعهدات بینالمللی ما نداشته باشد.
● این یکجور تبعیض نیست؟
▪ نباید منجر به تبعیض شود، ولی فکر میکنیم این بحث اگر از نظر علمی مطرح شود قاعدتا کسانی وارد میدان خواهند شد و از این بحث دفاع خواهند کرد. ممکن است بعضیها بخواهند از آن الگوبرداری کنند.
● سهم پژوهش در کشور ما از درآمد ناخالص ملی به یک درصد هم نمیرسد چطور میتوانیم بگوییم ما در تحقیقات به چنین چیزی رسیدیم که هیچ یک از ۲۰۰ کشور جهان به آن نرسیدهاند. آموزش و پرورش ایران ظاهرا روابط کاری خوبی با ژاپن دارد حتی ژاپن هم چنین روش آموزشی ندارد؟
▪ نه اینجور نیست. اتفاقا یکی از صاحبنظران برنامه درسی ژاپن اینجا بود، دیدم در مورد چالشهایی که ما خودمان به راهحلهایی رسیدیم آنها هنوز نرسیدهاند.
صحبت سر بومی بودن و تطابق برنامهها با بستر عملی کار نیست. شما میگویید یک بحث علمی و تحقیقی من هم به جنبه علمیاش اشاره دارم. اگر این موضوع مبنای علمی داشت ما حداقل باید یک نمونه در دنیا میداشتیم.
نه ممکن است حالا آنها نفهمیدند ما فهمیدیم چه اشکالی دارد. ما معتقد نیستیم بقیه بیشتر از ایرانیها میفهمند یکجا ممکن است ما بهتر بفهمیم.
● فرمودید یکی از دلایل طرح موضوع کم کردن زمان تحصیل دختران در مدرسه مسئله بالا رفتن سن ازدواج بوده است؟
▪ نه به عنوان یک علت ولی به عنوان یک قرینه چرا. یعنی ما اگر بتوانیم فرصت دختران را برای ورود به زندگی خانوادگی در یک موقع مناسب فراهم کنیم این یک کمکی است به آنها و ما آنها را در نظام آموزشی معطل نمیکنیم - مصاحبه : روزنامه کارگزاران
نحوه تحول آموزش و پرورش در همه كشورهای جهان چالشی بزرگ برای دولت ها است. حتی پیشرفته ترین نظام های آموزش و پرورش جهان مدام تئوری های جدیدی ارائه می دهند و می كوشند با ایجاد تغییرات لازم در نظام آموزش و پرورش خود، برای رویارویی با مقتضیات عصر جدید آماده شوند. یكی از پیشروترین كشورها در این زمینه انگلیس است. انگلیسی ها به صرف هزینه های زیاد برای تغییرات دائم در نظام آموزشی شان مشهورند. با این همه آنها همیشه از نظام آموزشی خود ناراضی اند و در نتیجه این تغییرات را به طور دائم اعمال می كنند. به عنوان مثال آخرین نظریه آنها این است كه باید از سن دو سالگی آموزش جدی را به كودكان آغاز كرد. نظام آموزش و پرورش ما هم از این قاعده مستثنی نیست. تاكنون بارها تغییراتی در شیوه كار آموزش و پرورش به وجود آمده و حالا كه با كم شدن تدریجی تعداد دانش آموزان ، هم از هزینه های آموزش و پرورش كاسته می شود و هم كلاس ها كم جمعیت تر می شود، بهتر می توان به تحقیقات و پیاده كردن تجربیات موفق سایر كشورها در نظام آموزش و پرورش پرداخت.
یكی از بزرگترین موضوعاتی كه آموزش و پرورش ما می تواند به آن بپردازد ایجاد سیستم آموزش فعال در كلاس های درس است تا دانش آموز فكر كند، كار كند و معلم افكار دانش آموزان را هدایت كند. به عبارتی لازم است آموزش و پرورش از حالت حافظه محوری خارج شود.
همچنین لازم است حداقل آموزش ها و مهارت هایی كه دانش آموزان برای ورود به عرصه كار و زندگی نیاز دارند به آنها داده شود. این آموزش هم فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. چراكه مفهوم سواد درجهان امروز تغییر كرده است. آموزش باید جزو ذات دانش آموز شود تا او بتواند تحلیل كند و مسئله حل كند و گلیم خودش را از آب بیرون بكشد و نیز توانایی كار با رایانه را برای كسب و تحلیل اطلاعات داشته باشد.
● در تعریف سواد تجدید نظر كنیم
با ورود به قرن ۲۱ میلادی و گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی، سواد دیگر همان معنی كلاسیك توانایی خواندن و نوشتن را ندارد. بلكه مفهوم سواد، سواد الكترونیكی و به عبارتی توانایی استفاده از رسانه های الكترونیكی به خصوص اینترنت است و مؤلفه های دیگری را هم دربرمی گیرد. همین سطح سواد الكترونیكی و به روز شدن اطلاعات فارغ التحصیلان یكی از مهمترین چالش های كشورهای در حال توسعه از جمله ایران، در قرن ۲۱ به شمار می آید. چرا كه در جامعه اطلاعاتی كسی كه خواندن و نوشتن می داند و حتی فراتر از آن تحصیلات عالی دارد ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت را نمی داند باسواد تلقی نمی شود. همین امر تغییر بنیادین در نظام های آموزشی را می طلبد.
در حالی كه در كشور ما هنوز تعداد رایانه نسبت به جمعیت بسیار كم است و هنوز دانش آموزان زیادی پیدا نمی شوند كه به رایانه دسترسی داشته باشند یا نحوه استفاده صحیح از رایانه را بدانند.
ماهرخ مرتضوی كارشناس تكنولوژی آموزشی می گوید: «رایانه و عصر اطلاعات نحوه تدریس و ارزشیابی و برنامه های درسی مدارس را تغییر داده و می دهد. در مدارس جدید دانش آموزان می آموزند تا انبوهی از اطلاعاتی را كه از اینترنت می گیرند پردازش كنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده كنند. همچنین آنها می توانند با منابع علمی جهان ارتباط برقرار كنند. در این شرایط اگر دانش آموزان ما سواد الكترونیكی نداشته باشند، نمی توانیم انتظار داشته باشیم كه در آینده همگام با تحولات جدید پیش بروند. چراكه تجار با سواد الكترونیكی می توانند بهتر تجارت كنند، كارمندان می توانند مهارت هایشان را افزایش دهند و مدیران دانش مدیریتشان را افزایش دهند.»
بنابراین اگر ما می خواهیم در دسته كشورهای پیشرفته باشیم و فرهنگ خود را اشاعه دهیم لازم است نهضت سوادآموزی الكترونیكی را جدی بگیریم و آموزش و پرورش سواد الكترونیكی را در سرلوحه اهداف خود قرار دهد. در درجه اول لازم است رایانه و اینترنت با قیمت ارزان در دسترس همه قرار بگیرد و همه رایانه را جزو وسایل ضروری منزل خود به شمار آورند و دانش آموزان در همه مدارس از جمله در مناطق محروم رایانه و اینترنت در اختیار داشته باشند. همچنین از آن مهم تر لازم است كه در درجه اول معلمان آموزش ببینند تا بتوانند خودشان از رایانه و اینترنت به بهترین وجه استفاده كنند و شیوه استفاده از رایانه و اینترنت و تحقیق را به دانش آموزان بیاموزند.
● آموزش مهارت های غیردرسی ضروری است
نظام های آموزشی بسیاری از كشورها هدف ایجاد مهارت های غیر درسی را برای ورود به بازار كار و افزایش آستانه تحمل و بردباری برای مواجهه با پیچیدگی های جوامع امروزی جدی می گیرند. اما با وجود گام هایی كه برداشته شده ما هنوز نتوانسته ایم آموزش های متناسب با فناوری های قرن ۲۱ را در نظام آموزش و پرورش مان لحاظ كنیم و همچنان جای خالی بسیاری از مباحث مربوط به مهارت های زندگی در نظام آموزشی ما به چشم می خورد.
بعضی از این مهارت ها، مهارت هایی هستند كه هم در محیط كار و هم در زندگی روزمره و خانوادگی لازمند. به عنوان مثال می توان از مهارت حل مشكل، مهارت تحلیل و روابط عمومی نام برد. بنابراین از نظام آموزشی انتظار می رود حداقلی از مهارت هایی كه مردم به آنها نیاز دارند را آموزش دهد. با كاسته شدن از جمعیت دانش آموزی، نظام آموزشی می تواند در كلاس هایی كه از جمعیت آنها كاسته شده، مهارت هایی نظیر كار گروهی را به دانش آموزان آموزش دهد.
واقعیت این است كه بر اساس شیوه های جدید آموزشی دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را كنار گذاشته اند، بلكه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشاركت را می آموزند. در عصر جدید كسانی كه می خواهند وارد بازار كار شوند باید توانایی مناظره، تمركز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند كه به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تأمین كنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی كه می خواهند وارد آن شوند وفق دهند.
مرتضی خلخالی كارشناس باسابقه آموزشی می گوید: «دانش آموزان باید مهارت جست و جوی منابع مورد نیاز و استفاده از داده ها و كتاب های مرجع و راهنما و امكانات رایانه و اینترنت را برای اندیشیدن و ابداع داشته باشند و فرصت های فراوانی را برای مشاهده، جست و جو، پیشنهاد طرح ها و اجرای آنها، ارزیابی شواهد و نتایج و استفاده از بازخوردها برای تعدیل مسیر در اختیارشان قرار دهیم.»
● می توان آموزش كارآفرینی را در كتاب ها گنجاند
در كشور ما مدتی است كه كارآفرینی اهمیت زیادی یافته است و بسیاری از دستگاه های دولتی و سازمان ها برنامه هایی را برای افزایش تعداد كارآفرینان تدارك دیده اند. منتها تجربه موفق سایر كشورها نشان می دهد كه برای پرورش انسان های كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینی به شكل پر رنگی در كتاب های درسی گنجانده شود. مدت هاست كشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیده اند برای این كه نسل بزرگسال كارآفرینی پرورش دهند، باید آموزش كارآفرینی را از دوران كودكی و نوجوانی آغاز كنند. چراكه كودكی كه با پول و كسب و كار درست و شرافتمندانه آشنا می شود، در آینده نیز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نیز به وجود چنین انسان هایی نیاز مبرم دارد.
ژاپن نخستین كشوری بود كه آموزش كارآفرینی را از مدرسه شروع كرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنی در دبیرستان های این كشور آموختند كه چگونه باید در حین تحصیل كار كنند و از كار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتی كشورشان كمك كردند. این تجربه و تجربه موفق سایر كشورها نشان می دهد كه برای پرورش انسان هایی كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینی به شكل پررنگی در كتاب های درسی ایران نیز گنجانده شود.
از طرف دیگر هم برای این كه انسان های كارآفرینی داشته باشیم، باید به دانش آموزان كمك كنیم كه خلاقیت شان را حفظ كنند. روانشناسان می گویند كه بیشتر كودكان زیر ۵ سال ایرانی خلاق اند ولی فقط تعداد كمی از آنها بعد از ۵ سالگی خلاقیت شان را حفظ می كنند. این به معنای آن است كه نحوه آموزش و پرورش كودكان ما صحیح نیست. ما در خانه و مدرسه ذهن كودكانمان را با اطلاعات از پیش تعیین شده پر می كنیم و این رویه را تا پایان دوران مدرسه ادامه می دهیم. به این ترتیب كودكان و نوجوانان ما توانایی كشف، اختراع، استنتاج و نیز قوه خلاقیت شان را از دست می دهند. به این ترتیب نمی توانیم چنان كه باید افراد كارآفرین پرورش دهیم.
ایراد نوع آموزش ما در این زمینه این است كه از پیش تعیین شده است. در حالی كه كودكان خودشان باید به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرك های گوناگون از جمله ارتباط با طبیعت، افراد و فیلم های مناسب مواجه شوند.
موضوع دیگری كه در آموزش و پرورش كشورهای پیشرفته جدی گرفته می شود این است كه همه كودكان باید دوره پیش دبستانی را بگذرانند. در مهد كودك های این كشورها هم امكانات زیادی برای توسعه تفكر خلاق بچه ها ایجاد شده و برای هر گروه سنی محیط های بازی و اسباب بازی های ویژه مهیا شده است. مهدهای كودك در این كشورها، پرورش خلاقیت های ذهنی، مهارت های فیزیكی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقیت و حس استقلال را هدف قرار داده اند. تمام اینها دست به دست هم می دهد كه از كودكان امروز، افرادی با ایده های نو و كارآفرینانه به وجود بیاید. در نهایت اجباری شدن آموزش پیش دبستانی از نیازهای مبرم نظام آموزش ما است.
البته شرط موفقیت تمام این برنامه ها معلمان هستند. معلمان باید به طور مداوم آموزش ببینند و مطمئن شویم كه با علاقه وارد این حرفه می شوند زیرا تا زمانی كه معلمان متحول نشوند، نمی توان امیدی به تغییر شیوه آموزش و پرورش داشت. حالا كه تعداد دانش آموزان كاهش یافته می توان به بازآموزی معلمان پرداخت و حتی آنها را به خارج اعزام كرد و یا از استادان خارجی برجسته دعوت كرد تا به معلمان آموزش دهند و به تحول در نظام آموزش و پرورش كمك كنند.
حمیده احمدیان راد - گزارش : روزنامه ايران

وزیر آموزش و پرورش با تاکید بر جذب نیروهای کارشناس، خبره و کارآفرین در بدنه این دستگاه گفت: آموزش و پرورش یک بنگاه کاریابی نیست و این نهاد نیازمند به کارگیری انسانهای خلاق و نوآور است.
به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا علی احمدی امروز در جلسه شورای معاونین و مدیران آموزش و پرورش شهرستان ها و مناطق استان در باشگاه فرهنگیان ساری افزود: آموزش و پرورش باید مبتنی بر آموزها وحیانی و نگاره های ملی مذهبی در کشور طراحی شود.
وی خاطر نشان کرد: کتب دینی در آموزش و پرورش باید مبتنی بر نیازهای دینی حال و آینده جامعه باشد.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه فرهنگیان پرچمدار مشارکت سیاسی جامعه هستند، تصریح کرد: آموزش و پرورش امروز به برکت وجود معلمین دلسوز و زحمتکش فرهنگی توانسته بر ارتقاء سطح سواد و معلومات دانش آموزان این مرز و بوم بیافزاید.
علی احمدی با بیان اینکه آموزش و پرورش امروز در کشور دارای نواقص و نارسایی هایی است، یادآور شد: آموزش و پرورش ایران، به روز و مدرن نیست.
به گفته وی، آموزش و پرورش نیازمند ایجاد خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی، اراده، پرورش، بصیرت، تعقل، شکوفایی همه جانبه استعدادهای فطری به فرهنگ نهاده شده در وجود یکایک فرزندان این ملت است.
وی با بیان اینکه آموزش و پرورش نیازمند تخصص های فراوان جدیدی است، گفت: این بدنه عریض و طویل کشور نیز نیازمند انسان های خلاق و نوآور از بین ممتازین دانش آموختگان حوزه و دانشگاه است.
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز تحولات بزرگی در دنیا به وقوع پیوسته یا در حال اتفاق است که ما هنوز خود را برای پاسخگویی به آنها وفق ندادیم.
علی احمدی اظهار داشت: برای تحول در آموزش و پرورش نیازمند شناسایی فرصت های تربیتی هستیم.
وی با بیان اینکه هنوز در تعریف تعلیم و تربیت در جامعه آموزشی دچار مشکل هستیم افزود: آموزش و پرورش تا رسیدن به تحول غایی در عرصه معرفت دینی و رهنامه تربیت اسلامی فاصله بسیاری دارد.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه عزم ملی برای تحول در عرصه تعلیم و تربیت اسلامی در کشور نیاز است اظهار داشت: چشم انداز و دیدگاه مشترک در شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش مشخص نیست. به گفته علی احمدی، عدم مداخله نهادهای غیرمتخصص در آموزش و پرورش لازم است.
این نوشته با عنوان "به نام فرهنگیان به کام مدیران" در روزنامه کارگزاران پنج شنبه ۳۰ آبان به چاپ رسید. اینک جهت اطلاع و اظهار نظر شما عزیزان تقدیم می گردد.
توزیع سود یا زیان
بر اساس گزارش هیأت مدیره شرکت در مجمع عمومی عادی سال 87 در تاریخ 24/5/87 ، این شرکت دارای 169792 عضو است که هر فرد به طور میانگین سهمی معادل 329/13 تومان میباشد و سرمایهی این شرکت با توجه به حق عضویت به بیش از 2 میلیارد تومان میرسد.
این سرمایه به علاوهی داراییهای ثابت شرکت که بالغ بر 28 میلیارد تومان میشود این انتظار را پدید میآورد که شرکت سود قابل توجهی را نصیب اعضاء نماید.
اما شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در پایان سال 86 تنها 18 میلیون تومان سود نصیب اعضاء نموده است. با یک حساب سرانگشتی میتوان پی برد که سهم هر عضو از این سود مبلغی حدود 100 تومان بوده است!!!
پرسش این است که چرا با این همه شعبه در مناطق بسیار خوب شهر تهران و دارا بودن سرمایهی قابل توجه، این شرکت چنین عملکردی داشته است؟
نگاهی به تراز مالی سال 86 نشان میدهد که تعاونی مصرف فرهنگیان تهران بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در سال 86 پرداخت حقوق داشته است. همچنین در ترازنامهی این شرکت آمده که در سال 86 مبلغی معادل ده میلیارد تومان وام کمبهره دریافت نموده است.
عملکرد مالی فوق به خوبی بیانگر این واقعیت است که این شرکت از مدیریت ناکارآمد و بدون طرح و برنامه رنج میبرد. این عملکرد سبب شده است تا اعضاء شرکت در مجمع عمومی عادی مورخ 24/5/87 به گزارش هیأت مدیره و تراز مالی رأی منفی دهند.
در پیشینهی فرهنگی ایرانیان و در سنت دینی مسلمانان آموزگاران از جایگاه ویژهای برخوردارند. بر اساس نظرسنجیهایی که در چند سال گذشته از شهروندان به عمل آمده است معلمان یکی از اقشار اجتماعی هستند که بیشترین میزان اعتماد اجتماعی را به خود جلب کردهاند. به رغم این همه احترام و شانی که آموزگاران در فرهنگ و سنت ایرانی و اسلامی دارند، متأسفانه از نظر معیشتی از جایگاه شایستهای برخوردار نبوده و نیستند. در همهی دورانها و زمانها هستند کسانی که تلاش مینمایند تا با برپا کردن مؤسسات و اماکنی بتوانند اندکی از عقبماندگیهای معیشتی و مالی این قشرتلاشگر و اثرگذار را جبران نمایند.
بیش از 30 سال است که شرکتهای تعاونی مصرف فرهنگیان با هدف خدمترسانی به فرهنگیان بنیانگذاری شدهاند. «شرکتهای تعاونی مصرف شرکتهایی هستند که دارای دو هدف میباشند یکی از اهداف آنها فروش اجناس لازم برای مصرف زندگی و دیگری تقسیم سود و زیان میان شرکاء است» (1)
با توجه به اهداف فوق به بررسی عملکرد این شرکت میپردازیم.
شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در اکثر شهرستانها دارای شعبه میباشد. در شهر تهران این شرکت بیش از 20 شعبه دارد. شعبههای شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در شهر تهران در محلهای پر تردد و با دسترسی آسان قرار گرفته است و دفتر مرکزی این شرکت در میدام امام خمینی است. با وجود زیاد بودن تعداد شعبههای این شرکت در شهر تهران و دسترسی آسان به آنها به دلایل متعدد فروشگاههای این شرکت از استقبال فرهنگیان برخوردار نبوده است.
تفاوت نداشتن قیمت اجناس این فروشگاهها برای فرهنگیان با سایر فروشگاهها و در برخی موارد بالاتر بودن قیمت برخی از اجناس نسبت به سایر فروشگاهها، برخوردار نبودن از تنوع کالا، به روز نبودن کالاها، ندادن سرویسهای مدرن و روزآمد، نداشتن جلوهها و زیباییهای ظاهری و ... از دلایل عدم رویکرد بسیاری از فرهنگیان به این فروشگاهها است.
توزیع سود یا زیان
بر اساس گزارش هیأت مدیره شرکت در مجمع عمومی عادی سال 87 در تاریخ 24/5/87 ، این شرکت دارای 169792 عضو است که هر فرد به طور میانگین سهمی معادل 329/13 تومان میباشد و سرمایهی این شرکت با توجه به حق عضویت به بیش از 2 میلیارد تومان میرسد.
این سرمایه به علاوهی داراییهای ثابت شرکت که بالغ بر 28 میلیارد تومان میشود این انتظار را پدید میآورد که شرکت سود قابل توجهی را نصیب اعضاء نماید.
اما شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در پایان سال 86 تنها 18 میلیون تومان سود نصیب اعضاء نموده است. با یک حساب سرانگشتی میتوان پی برد که سهم هر عضو از این سود مبلغی حدود 100 تومان بوده است!!!
پرسش این است که چرا با این همه شعبه در مناطق بسیار خوب شهر تهران و دارا بودن سرمایهی قابل توجه، این شرکت چنین عملکردی داشته است؟
نگاهی به تراز مالی سال 86 نشان میدهد که تعاونی مصرف فرهنگیان تهران بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در سال 86 پرداخت حقوق داشته است. همچنین در ترازنامهی این شرکت آمده که در سال 86 مبلغی معادل ده میلیارد تومان وام کمبهره دریافت نموده است.
عملکرد مالی فوق به خوبی بیانگر این واقعیت است که این شرکت از مدیریت ناکارآمد و بدون طرح و برنامه رنج میبرد. این عملکرد سبب شده است تا اعضاء شرکت در مجمع عمومی عادی مورخ 24/5/87 به گزارش هیأت مدیره و تراز مالی رأی منفی دهند.
مدیران غیر قانونی
مجمع عمومی عادی نوبت دوم شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان رأس ساعت 9 صبح روز پنجشنبه 24/5/87 در محل تالار اجتماعات دکتر علی شریعتی منطقه 16 آموزش و پرورش تهران با حضور اعضاء و نمایندهی قانونی وزارت تعاون برگزار گردید.
دستور این جلسه به قرار زیر بود:
1- استماع گزارش عملکرد سال 86 هیأت مدیره و بازرس
پس از استماع گزارش هیأت مدیره بر اساس اختیارات مجمع عمومی عادی این مجمع به این گزارش رأی منفی داد.
2- اتخاذ تصمیم در خصوص صورت مالی و سود و زیان شرکت در سال 86
پس از ارائهی تراز مالی به مجمع عمومی عادی، اعضاء به این گزارش نیز رأی منفی دادند و اعلام گردید که این گزارش و صورت حسابهای مالی شرکت جهت بررسی دقیق باید به سازمان حسابرسی سپرده شود تا در ارتباط با صورتحسابهای مالی و دفاتر آن بررسی دقیق به عمل آید.
3- تصویب بودجهی سال 87 و گزارش تغییرات سرمایه و تعیین خط مشی آتی
4- انتخاب هیأت مدیره برای سه سال
5- انتخاب یک نفر بازرس برای یک سال مالی
لیست کاندیداهای نامزد شده برای هیأت مدیره شرکت حکایت از آن دارد که مدیران رده بالا و میانی وزارت آموزش و پرورش علاقهی وافری به مدیریت در این شرکت دارند. نامزدی رئیس سازمان آموزش و پرورش شهر تهران، معاون ایشان و ... در این انتخابات توجهی جدی آنان به مدیریت در این شرکت را نشان میدهد!!!
از ابتدای برگزاری مجمع گزارشهای متعددی از بروز انواع تقلب و تخلف برای رأی آوری عدهای خاص در انتخابات گزارش میشود. به رغم تأکید اساسنامه شرکت که هر عضو تنها میتواند دارای سه برگه رأی (خود و وکالت دو عضو دیگر) باشد، موارد متعددی مشاهده شد که برخی از اعضا شناخته شده دارای چندین برگه رأی و در مواردی بیش از 10 برگ رأی بودند.
با هوشیاری و اگاهی اعضاء و هیأت رئیسه مجمع موارد تقلب و تخلف بررسی و در انتها با توجه به تخلفها و تقلبهای زیاد و درخواست اعضاء مجمع برای ابطال انتخابات، که اسناد آن موجود است، انتخابات باطل گردید.
بر اساس قانون تعاونیها که صراحت دارد حداکثر 2 ماه پس از پایان هر سال مالی و قبل از پایان دورهی خدمت هیأت مدیره یا بازرسان باید مجمع عمومی عادی که یکی از دستورهای آن انجام انتخابات است برگزار شود، و با دستور نمایندهی وزارت تعاون که در جلسه حضور داشته است حداکثر 2 ماه پس از آن جلسه میبایست هیأت مدیره شرکت نسبت به برگزاری مجمع عمومی و انتخاب هیأت مدیره جدید اقدام مینمود.
اما متأسفانه تا کنون در این راستا هیچ اقدامی صورت نگرفته است. لذا از آنجائیکه در مجمع عمومی عادی گزارش مالی و تراز آن با رأی منفی اعضاء مواجه شده است و انتخابات هیأت مدیره با خواست اعضاء و هیأت رئیسه مجمع ابطال گردیده است ادامهی مدیریت مدیران قبلی غیر قانونی قلمداد میشود.
از مدیران ارشد آموزش و پرورش و وزارت تعاون که مسئول نظارت بر امور تعاونیها میباشند انتظار میرود با برگزاری هر چه سریعتر مجمع عمومی تعاونی به این روند غیر قانونی خاتمه دهند تا شبهه خیانت به جای خدمت به فرهنگیان و انتفاع از مدیریت بر این شرکت و شرکتهای مشابه از آنان رفع گردد.
(1) قانون فعالیت، تشکیل تعاونیها، معاونت توسعه و ترویج تعاونیهای وزارت تعاون – چاپ 1384
احكام صادر شده براي معلمان تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامي
۱- علي اكبر باغاني ۵ سال حبس تعليقي
۲- نورالله اکبری ۵ سال حبس تعلیقی
۳- محمود بهشتی ۴سال حبس تعلیقی
۴- حميد پور وثوق ۴سال حبس تعليقي
۵- محمد تقي فلاحي ۴سال حبس تعليقي
۶- علی صفرمنتجبی ۴سال حبس تعلیقی
۸-محمدرضا رضایی ۳سال حبس تعلیقی
۹- عليرضا اكبري ۲سال حبس تعليقي
۱۰- رسول بُداقي ۲سال حبس تعليقي
۱۱- محمد خاكساري دادگاه ايشان به ۱۷ آذرماه ۸۶ موكول شده
۱۲- محمود باقري دادگاه ايشان به ۲۲ آبانماه ۸۶ موكول شد .
۱۳- عليرضا هاشمي ۳ سال حبس تعزيري
۱۴- محمدداوري ۵ سال حبس تعزيري قابل تبديل به جريمه ي نقدي ۵۰ميليون ریال
۱۵- علي پور سليمان دادگاه ايشان براي بارسوم به آينده موكول شده است.
احكام صادرشده ازطرف دادگاه انقلاب مشهد براي معلمان خراسان
۱۶- هادي لطفي ۴ ماه حبس تعليقي براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ ميليون ريال
۱۷- حسن رجبي۴ ماه حبس تعليق براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ميليون ريال
محروم از احرازهرگونه پست ستادي براي مدت ۴ سال
۱۸- ايرج توبيهاي نجف آبادي كاهش يك گروه شغلي براي مدت ۲سال حكم قابل پژوهش
۱۹- مهندس خواستاربازنشستگي زودهنگام باكاهش یک گروه شغلي به حكم هيات بدوي
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران
جناب آقای صلواتی
با سلام
احتراما عطف به پرونده کلاسه ............. موضوع رسیدگی به پرونده اتهامی اینجانب محمود بهشتی لنگرودی که وقت نخستین جلسه رسیدگی را مورخه 17/6/86 ساعت 9 صبح تعیین فرموده اید به این وسیله لایحه دفاعیه خود را تقدیم و تقاضای امعان نظر و نهایتا صدور حکم برائت خود از اتهامات انتسابی را دارم .
مشروح لایحه به شرح زیر است :
1- اتهامات منتسبه دادسرای محترم به اینجانب آنگونه که در کیفر خواست تصریح شده است :
( اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل پلیس می باشد و مستند قانونی دادسرای محترم در کیفر خواست تقدیمی مواد 607- 610 و 618 قانون مجازات اسلامی می باشد .)
الف : در خصوص ماده 607 که (هرگونه حمله یا مقاومتی که با علم و آگاهی نسبت به مامورین دولت در حین انجام وظیفه آنان تمرد محسوب می شود ) معروض میدارد که نه تنها هیچگونه حمله یا مقاومتی از طرف اینجانب و سایر همکاران حاضر نسبت به ماموران دولت در هیچ مقطعی صورت نگرفته بلکه رابطه متقابل و دو طرفه بین جماعت حاضر ونیروهای انتظامی در طول دوره برگزاری تجمعات بویژه در زمینه ایجاد نظم و جلوگیری از حضور افراد غیر فرهنگی در تجمع به گونه ای بوده است که عموما دو طرف از یکدیگر تقدیر و تشکر داشته اند و شعار نیروی انتظامی تشکر تشکر بارها از تریبون و بلندگو انعکاس یافته و توسط همکاران تکرار شده است . حتی در تجمع روز 23 اسفند که منجر به ضرب و شتم و دستگیری تعداد زیادی از فرهنگیان گردید مقاومتی از سوی فرهنگیان مشاهده نشده است .
لذا انتساب این اتهام به اینجانب و سایر حاضرین موجه و مقبول به نظر نمی رسد . به همین دلیل تقاضای صدورحکم برائت به جهت فقدان ادله را دارم .
ب : درخصوص مواد 610 و 618 که بر جرائمی بر ضد امنیت داخلی یا خارج کشور تاکید داشته
یاد آوری میشود که حضور اینجانب و سایر همکاران فرهنگی در مقابل مجلس شورای اسلامی
( خانه ملت ) به منظور پی گیری بحث لایحه مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ پرداخت ) بوده که طی سال های گذشته به صورت پی در پی از سوی مسئولان محترم به ویژه نمایندگان محترم مجلس خصوصا شخص ریاست محترم مجلس آقای حداد عادل به عنوان افتخار مجلس هفتم از آن یاد شده بود و در ماه های بهمن و اسفند پس از سال ها انتظار فرهنگیان برای اجرایی شدن این لایحه به طور کاملا غیر منتظره از دستور کار دولت و مجلس خارج شده بود و این حضور کاملا صنفی و قانونی بوده ، چنانچه افرادی از نمایندگان محترم مجلس از جمله آقایان حاج بابایی ، کوهکن ، ناطق نوری ( از اعضای هیئت رئیسه ) و آقایان عباسپور ، نوعی اقدم ، نجابت ، اعلمی و... از اینگونه حضور برای پی گیری مطالبات استقبال نموده بودند . همچنین حضور نمایندگان محترم مجلس در جمع تجمع کنندگان و بعضا رقابت آنان برای حضور در پشت تریبون جهت سخنرانی گواه دیگری بر موجه بودن این تجمعات از دید حضار و سخنرانان بوده است که به طور مثال می توان به سخنرانی آقایان حاج بابایی ، عباسپور ، کوهکن و نجابت در جمع حضار اشاره نمود .
از سوی دیگر همکاری حراست محترم مجلس و نیروی انتظامی در طول برگزاری مراسم به ویژه تاکید آنان به شروع و خاتمه مراسم در وقت مقرر و در اختیار گذاشتن بلندگوی مجلس ، دلیل دیگری بر عدم مغایرت این تجمعات با امنیت داخلی و خارجی می باشد . لذا انتساب این اتهامات را صحیح ندانسته و تقاضای برائت خود از این اتهامات را دارم .
2- در شرایط دشوار کنونی که فشار مشکلات معیشتی از یک سو و عدم تحقق بسیاری از وعده ها ازسوی دیگر آستانه تحمل افراد را به شدت کاهش داده و جمعیت های کوچک نیز می تواند مساله ساز تلقی شود . حضور چندین هزار نفره فرهنگیان در مقابل مجلس که بدون کوچکترین تنش و درگیری به پایان می رسید می توانست الگوی مناسبی برای سایر اقشار جامعه باشد و مسئولان کشور نیز می توانستند به وجود اینگونه اجتماعات که نمادی از مردمسالاری در نظام اسلامی است افتخار نماید که متاسفانه واقعه 23 اسفند هزینه های فراوانی را برای نظام و فرهنگیان ایجاد کرد که جا دارد از تکرار اینگونه اشتباهات در آینده جدا جلوگیری شود .
علی هذا از آن جایی که تجمع فرهنگیان در مقابل مجلس شورای اسلامی با نیت و قصد انجام خواسته های صد در صد صنفی جهت برقراری نظام هماهنگ پرداخت برای فرهنگیان و رفع تبعیض حقوقی از این قشر و با توجه به تعهدی که اساسنامه کانون صنفی معلمان ایران ( که به تایید وزارت کشور رسیده است ) برای اعضای هیئت مدیره به منظور دفاع از حقوق مادی و معنوی معلمان و سایر اقشار جامعه پیش بینی کرده انجام گرفته است و از آن جاکه مطابق اصل 27قانون اساسی تشکیل اجتماعات بدون حمل سلاح مشروط بر اینکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد و مجاز شمرده شده و دلایل و شواهدی مبنی بر حمل سلاح و یا مغایرت این تجمعات با مبانی اسلام مشاهده نشده است و از آن جایی که اینجانب به عنوان بازرس و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران طبق اساسنامه تنها گوینده و ناظر عملکرد کانون و تصمیمات هیئت مدیره می باشم لذا اتهامات وارده مبنی بر تبانی و اخلال در امنیت را مردود و صدور حکم برائت خود از تمامی اتهامات وارده را خواستارم .
با تشکر
محمود بهشتی لنگرودی
روزنامه ي آفتاب يزد 29/مهرماه/1386 لايحه ي خدمات كشوري
صفحه ي ۱ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/6.pdf
صفحه ي ۲ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/7.pdf
صفحه ي ۳ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/8.pdf
صفحه ي ۴ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/9.pdf
مهمانان جديد بر سفره فقيرانه آموزش و پرورش
آزمون استخدامي فرهنگيان روز جمعه 27 مهر به صورت هماهنگ و سراسري برگزار شد. امسال 390 هزار نفر در اين آزمون شرکت کردند. اين رقم 3 برابر شرکت کنندگان سال گذشته همين آزمون است. از بين داوطلبان 10 هزار نفر پذيرفته مي شوند. 2هزار نفر در شاخه فني و حرفه يي و سه هزار نفر در ساير رشته ها به معاونت آموزشي و 5 هزار نفر مربي به معاونت پرورشي وارد مي شوند. حضور حق التدريسي در اين آزمون بر پيچيدگي موضوع افزوده است.
فقط مردان ؛ از چند روز قبل از آزمون تيم 100 نفري وزارتخانه به31 استان کشور اعزام شده اند تا بر حسن برگزاري آزمون نظارت کنند. در اين آزمون علاوه بر 54 هزار نيروي حق التدريس، ليسانسيه هاي آزاد نيز شرکت کرده اند. سال پيش در آزمون استخدامي آموزش و پرورش 130 هزار نفر حاضر شدند. سه برابر شدن داوطلبان در سال جاري نکته يي درخور تامل است که مي توان آن را ناشي از رکود بيشتر در بخش خصوصي و زياد شدن تعداد بيکاران تحصيلکرده دانست. در شهر تهران فقط 80 نفر از داوطلبان مرد استخدام مي شوند. تعدادي از معلمان حق التدريسي در ماه هاي گذشته به ديوان عدالت اداري شکايت برده و موفق به گرفتن راي شده اند، مطابق اين آرا وزارت موظف به استخدام رسمي آنها خارج از ساز و کار آزمون است. تعداد اين افراد بين 30 تا 35 نفر است و از همين سهميه 80 نفري به آنها رديف استخدامي داده مي شود. به اين ترتيب در شهر تهران تنها بين 40 تا 50 نفر استخدام خواهند شد. نتايج آزمون کتبي تا يک ماه ديگر اعلام مي شود. قرار است سه برابر ظرفيت پذيرش از ميان داوطلباني که بالاترين نمرات کتبي را کسب کنند به هسته هاي گزينش معرفي شوند و دواير گزينش پس از بررسي صلاحيت قبول شدگان از طريق مصاحبه و تحقيقات محلي افراد اصلح را انتخاب کنند. عدم پذيرش معلمان زن در تهران اعتراض برخي از سازمان هاي مدافع حقوق زنان را برانگيخت. به گفته مسوولان آموزش و پرورش اين تبعيض جنسيتي به دليل کثرت معلمان مازاد زن در آموزش و پرورش شهر تهران است. گفته مي شود در شهر تهران 12هزار معلم مازاد بر نياز وجود دارد که 80 درصد آنها را خانم ها تشکيل مي دهند. پديده معلمان مازاد به تدريج به يکي از معضلات پيچيده اين وزارتخانه در شهر هاي بزرگ تبديل شده است. متقاضيان اصلي ورود به آموزش و پرورش زنان هستند. به همان نسبت که مردان به شغل معلمي بي علاقه شده اند، به دلايل متعدد فرهنگي و اجتماعي معلمي براي زنان شغل پرجاذبه يي است. به عنوان مثال در استان گيلان از 5300 نفر داوطلب 4550 نفر آنها را خانم ها تشکيل مي دهند. اين در شرايطي است که به دليل تفکيک جنسيتي، خانم معلم ها تنها در برخي از مدارس پسرانه و آن هم در پايه هاي اول تا سوم امکان حضور و کار دارند و بر اساس بخشنامه يي که در سال پيش صادر شد، معلمان مرد در هيچ يک از پايه ها و مقاطع حق حضور و کار در مدارس دخترانه را ندارند.
لشکر بيکاران؛ در حالي که سال به سال ظرفيت پذيرش دانشگاه ها افزايش مي يابد و حدود 63 درصد ورودي هاي دانشگاه ها را دختران تشکيل مي دهند بازار کار با ظرفيت محدود خود توان جذب جمعيت رو به افزايش فارغ التحصيلان را ندارد. اين لشکر عظيم که شمار آنها به يک ميليون نفر مي رسد نوميد از يافتن شغل در بخش بي رونق خصوصي، پشت دروازه ادارات، نهادها و شرکت هاي دولتي صف کشيده اند. اين در حالي است که تعداد کارکنان دولت مدت هاست که از حد و اندازه طبيعي خارج شده و تقريباً همه دستگاه هاي دولتي با تراکم و مازاد نيرو مواجهند. لايحه مديريت خدمات کشوري که هفته پيش به تاييد شوراي نگهبان رسيد در اصل با هدف کوچک کردن حجم و کاهش تصديگري دولت تنظيم شده بود. به عبارت روشن تر دستگاه هاي دولتي نه تنها توان جذب نيروهاي جديد را ندارند بلکه نيازمند تعديل نيرو هاي موجود و بازگشت به وظايف نظارتي و برنامه ريزي هستند. در حالي که مديران از طيف هاي مختلف فکري، اصلاحات اداري، با هدف کوچک و کارآمد کردن دولت را حداقل در حوزه نظر پذيرفته اند اما سال به سال دولت حجيم تر و گسترده تر مي شود. در آموزش و پرورش تکميل چارت معاونت پرورشي نياز به استخدام دست کم 300 هزار نيروي جديد دارد. پيش نمازي معاون پرورشي وزارت در اين مرحله بر نياز اين معاونت به 90 هزار نيرو تاکيد کرده است. به اين ترتيب پيش بيني مي شود شمار کارکنان فقيرترين و پرتعدادترين دستگاه کشور در چند سال آينده به 5/1 ميليون نفر برسد که البته با افزايش 40 درصدي نيرو به همين نسبت بودجه افزايش و کارايي کاهش مي يابد. به نظر برخي کارشناسان آموزش و پرورش را با حدود 700 هزار نيروي متخصص و آموزش ديده مي توان بهتر از وضعيت کنوني با 1/1 ميليون پرسنل اداره کرد. توجه به اين نکته هشداردهنده است که 70 درصد کارکنان ساختمان خيابان قرني يعني ستاد اصلي آموزش و پرورش را افراد داراي مدرک تحصيلي ديپلم و کمتر از ديپلم تشکيل مي دهند. هر مديري با تيم کامل خود از مسوول دفتر تا آبدارچي به وزارتخانه آمده است. مدير با چرخش سياسي يا هر دليل ديگر بعد از مدتي رفته است و تيم او در وزارتخانه رسوب کرده است.
مهمانان ناخوانده؛ لشکر بيکاران بر دروازه هاي آموزش و پرورش مشت مي کوبند. آنها مي دانند که يک دبير ليسانس در بدو استخدام حقوقي کمتر از حداقل حقوق کارگران ساده دريافت مي کند. اکثر آنها علاقه ويژه يي هم به شغل معلمي ندارند و ترجيح مي دهند در دستگاه هاي برخوردار استخدام شوند. اما راهي براي ورود به اين دستگاه ها نمي شناسند. مساله آنها خروج از وضعيت بيکاري است. عقل سليم حکم مي کند که دريافت ماهانه 200 هزار تومان بهتر از بيکاري و بي پولي مطلق است. دير يا زود بخشي از آنها از دروازه فرسوده آموزش و پرورش گذر خواهند کرد و بر سر سفره فقيرانه اين وزارتخانه خواهند نشست و بعد از دريافت حکم رسمي استخدام به خيل معترضان به کمبود حقوق و دستمزد خواهند پيوست. اگر معلمان شاغل در يک روند 15 تا 20 ساله به نقطه جوش رسيدند، تازه وارد ها از همان گام اول خسته و فرسوده و معترضند.
ايجاد فضاي مناسب کسب و کار، ايجاد کار مناسب براي بيکاران، کاهش تورم، بهبود شرايط معيشتي کارمندان و کارگران و تامين خدمات درماني و آموزشي از جمله وظايف اصلي دولت هاست. ديد و بازديد هاي سياسي، حضور در مجامع بين المللي و تاکيد بر پاره يي از شعارها بايد در خدمت رسيدن به اين اهداف باشد، رسالت اصلي دولت ها همين مسائل به ظاهر پيش پاافتاده است.
درآغازمهر۱۳۸۶باران مهرورزی برحمیدوخانواده اش باریدن گرفت،وباران مهرورزی ناگهان سیلاب شد و حمید راتا دیار غربت با خود افتان و خیزان برد.
آقاي حميدرحمتي معلمي كه به حكم دادگاه اداري استان اصفهان به 3سال تبعيدمحكوم شده است.حميد بچه ي شهرضا است،كودكي،نوجواني ،جواني واندكي ازميانسالي اش رادرشهرضا پشت سرگذارده است.حميد فوق ديپلم آموزش ابتدايي است.نزديك به 14 سال است كه معلم بوده، روزهاي آخر شهريوربه خاطرفريادعدالت خواهي راهي ديارغربت شده.اورا به روستاي زرين آباد در 20كيلومتري شهر ساري استان مازندران فرستاده اند.حميددر باره ي آب هواي آنجا مي گويد: "آب وهواي آنجا بسيارخوب است. "
اماازسخن گفتن حميد دانستم كه آب و هواي دلش كمي ابريست ،خواستم ازخود حميد بپرسم . اوگفت: "خوشحال هستم ،نه ازاينكه ازخانواده دورم ،بلكه به اين خاطر كه جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده،ودرآينده اميد بيشتري به آن مي رود."
ازسخن گفتن حميدبه اين فكرافتادم كه :
رنج كشيدن به خاطرهدفهاي بزرگ چه شكوهي به انسان مي بخشد.حرفهايش راشيرين مي نمايد،متانت دررفتارش هويداست.در پشت شيشه ي لبخندهايش،دراعماق درياي قلبش اندوهي گرانبها به سان مرواريد مي درخشد.
ماييم ونواي بينوايي بسم الله اگرحريف مايي
شايد هركس ازاعتصاب غذاي حميد در بازداشتگاه باخبرباشد ،باخودبگويد لابد حميد به رنگ قرمز علاقمند است، اماخودش مي گويد: " رنگ خاكستري را دوست دارم."
حميد مي گويد: " آش ماست محلي ديارم خوشمزه است."
اين معلم تبعيدي در ادامه ي پرسشهاي بي ربط من مي گويد: " گل كوكب ،ورزش بسكتبال و رشته ي ميكانيك را بيشتر دوست دارم."
همسرحميد،سركارخانم زهره رحمتي كه نوه ي عموي ايشان نيزهست،فوق ديپلم ديني و عربي دارد.وي دبيرمقطع راهنمايي است.كه يارباوفايي براي حميد بوده است،هرگزاوراتنها نگذاشته،ايشان به هنگام دستگيري حميد درشهرضا مي گفت : "همسرمن براي اجراي عدالت در جامعه مبارزه مي كند،اين باعث افتخارمن است."
حميددرباره ي همكاران مي گويد: آنان به من بسيارلطف دارند،هم همكاران شهرضا مرا خوب بدرقه ي كردند،وهم همكاران ساري از من استقبال خوبي داشتند.
آقاي رحمتي درباره ي تصويب لايحه ي مديريت خدمات كشوري مي گويد: اگراين لايحه را خالي از محتوا نكرده باشند خوب است،اگرآنطوري باشد،كه معلمان رااززيرخط فقر بالابكشد ،جاي تشكر هم دارد.
گفتگو با علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان تهران
علی اکبر باغانی سالهاست عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران است،در سال ۸۲به مدت يكسال بخاطرمشكلاتي كه براي آقاي بهشتي پيش آمده بود،دبيركل كانون تهران شد،اماازآبانماه ۱۳۸۵رسمابراي يك دوره ي ۲ ساله ازطرف هيات مديره به عنوان رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران برگزيده شد.آقاي باغاني داراي فوق ليسانس تاريخ تمدن ملل اسلامي ومعلم منطقه 7 مدرسه ي راهنمايي مي باشد.ايشان دربهمن ۱۳۸۵به همراه آقاي بهشتي به مدت ۱۰ساعت واسفندسال ۱۳۸۵براي مدت ۱۵روزودرارديبهشت ۱۳۸۶براي مدت ۲۰روزدرزندان به سربرد،باغاني درخرداد۱۳۸۵براي دوسال به شهرورامين تبعيد شد،۳ماه انفصال دريافت كرد،وبه تازگي نيزبه حكم دادگاه انقلاب به۵ سال زندان محكوم شده است.
آقای باغانی شنیده شده که شما با حکم سنگینی از طرف دادگاه انقلاب روبرو شده اید،بفرمایید این حکم چند سال بوده وآیا شما این حکم را قبول دارید؟
باسپاس ازشمابه خاطرزحماتی که دراطلاع رسانی انجام می دهید.مسلما ما احکام رانمی پذیریم ،چون این ظلم مضاعفی است که در حق ما می شود.به هرحال ما برای آبادانی کشور ،برای خدمات به معلمین کشوربه مسئولین کشورو به دانش آموزان داریم یک کارصنفی انجام می دهیم،که یکی هم توجه به مشکل معیشت معلمین کشوراست.این حکم با این نیت وبااین گو شزدها ویاداوری هاوهشدارهای خیرخواهانه سازگارنیست.امیدواریم که مسئولین دراعترا ضا تی که ما به این احکام داریم،تجدیدنظرکنند.وبرای همه ی احکام صادرشده حکم برائت صادر کنند.بله حکم 5 سال حبس تعلیقی برای من صادروبطورغیرقانونی به من ابلاغ شده،زیرااین حکم می بایست به نشانی منزل من فرستاده شود.
آیاشمابرای معلمانی که دراین راه زیانی دیده اند،امکاناتی دارید،که اندکی ازاین زیانها راجبران کنید؟
همان شماره حسابی را که اعلام شده ،ودرسایت هم هست ،و به همکاران داده شده ،اگر پولی واریزشود،ما هم به همکارانی که ازطرف وزیربا حکم انفصال ویا کسرحقوق روبرو شده اند به اندازه ی توان کانون کمک می کنیم.کمک هایی هم شده اما این کمکهابسیار اندک است ودرشان همکاران فعال صنفی نمی باشد.ازهمه ی معلمان می خواهیم درحدتوانشان به این شماره حساب مبالغی بطورماهانه واریز کنند.اگرهرمعلمی ماهانه هزارتومان کمک کند،ما میتوانیم حتایک باشگاه بزرگ به نام کانون وبرای معلمان بسازیم.
برخی ازکانونها (مانند : کانون کرمانشاه و کانون ملایر) ازطرف استانداری ها منحل اعلام شده نظر شما دراین باره چیست؟
درگفتگویی که مابا وزارت کشورداشتیم،رویه ی آنها این است که کانون هاراحفظ کنند، کانون تهران بطورقانونی به کارش ادامه می دهد،اما دربرخی ازشهرستانها منحل اعلام شده، اماسفارش ما به این دوستان این است که به کارشان ادامه بدهند.کارصنفی همانطوری که در قانون اساسی بیان شده نیازی به مجوزندارد.ضمن اینکه هرشهرستان ی که مجوزش لغو شده می تواند دفتری به نمایندگی ازکانون صنفی معلمان ایران بازکند،وبه کارش ادامه بدهد.مجوز کانون تهران هم کشوری است.ما دربسیاری ازاستانها نمایندگی داشتیم.واکنون هم بطورمستقل به کارشان ادامه می دهند.
همانطور که مستحضر هستید آقای بهشتی عضو بازرسان کانون هستند.وکارنظارت بر کل کانون را دارند، اما اخیرا ایشان وظیفه ی کمیته مالی رابردوش گرفته اند،با این اوصاف چه کسی باید کار نظارت برکانون بویژه نظارت برامور مالی را انجام بدهد؟
مسئول کمیته ی مالی آقای رضایی است که عضوهیات مدیره می باشند.درآن هنگام که آقای بهشتی این وظیفه را بردوش گرفتند یک موقعیت اضطراری بود.وآقای بهشتی یکی از اعضای آن کمیته بودند.مسئولیت این کمیته(مالی)بردوش آقای رضایی است،وآقای بهشتی چون برای دیگران شناخته شده است وحالت کارزیماتیک دارد،اکنون حسابی هم که هست به نام من و آقای رضایی است،وآن شماره موقتی است.آقای بهشتی،درکمیته ی مالی فقط حضور دارند.وکارنظارت همچنان برعهده ی آقایان خاکساری وبهشتی است.
شما درآغازبا قبول وکیل برای خودتان مخالف بودید، علت این کارچه بود؟
نه ،اینطور نیست ،من از اول هم با گرفتن وکیل موافق بودم،می دانید که آقای پیمان از اول هم وکیل کانون بود،مشاور کانون در امور حقوقی بود،ایشان یکی از دوستان من بود،ترجیح دادم که ایشان وکیل من باشند.من خودم به همه شفارش کردم که وکیل انتخاب کنند.
بسیاری براین باور هستند که این احکام از پیش تهیه شده است و دادگاه فرمایشی است،شما تا چه اندازه با این موضوع موافق هستید؟
افراد از لحاظ روحیات و تفاوت های فردی باهم تفاوت دارند،اما از روی احکام صادر شده احتمال می رود،که توجه جدی به جرایم نشده.در این باره ما ازآقای آوایی مسئول دادگاه تجدید نظرومعاون ایشان آقای ابراهیم خانی در خواست خواهیم کرد، که تجدید نظرافرادی دخالت کنند که خارج ازدادگاه انقلاب باشند.
اگرشماقاضی پرونده ی خودتان رابیرون ازدادگاه ببینید و به شما اجازه بدهد که هرچه می خواهید بگویید ،به ایشان چه درخواستی خواهی کرد؟
من همیشه برای ایشان به عنوان یک انسان ارزش واحترام قائل هستم.وبه عناون یک انسان نگاه انسانی داریم. سعی می کنم حقوق شهروندی اورا رعایت کنم.
در باره ی پرونده ی خودتان چه صحبتی با ایشان خواهی داشت؟
از ایشان می خواهم در قضاوت به اندازه ای خودشان را به علی(ع)نزدیک کنند،که متهم در کنارشان احساس آرامش بکند.
سخن آخرشما چیست؟
من ازهمه ی بچه های کانون سپاسگزارم از شما که اطلاع رسانی می کنید.از بچه های شهرستان ها و شورای هماهنگی سپاسگزارم ،واز همه ی کسانی که دچار مشکلی شده اند ،به ما اطلاع بدهند،روی سایت بیایند،خودشان رایا آنهایی را که می شناسند،به ما معرفی کنند. امیدواریم که لایحه ی مدیریت خدمات کشوری وآیین نامه ی اجرایی آن ازطرف دولت در اقدامي سریع انجام شود.
کانون صنفی معلمان ایران
گفتگو با پیمان نودینیان معلم تبعیدی
آقاپیمان همانطور که شما وخوانندگان عزیزبهترمی دانید،برتری انسان برسایرحیوانات در اندیشه است؛که ازآن درمنطق به قوه ی ناطقه یادمی شود.زبان قدرتی است،که تنها به انسان داده شده؛این قوه ی تعقل باید زبانی به این توانایی درخدمت داشته باشد،تا بتواند،عینیت بیابد.اگر قوه ی عاقله ی انسان زبانی ناتوان می داشت هرگز نمود عینی پیدا نمی کرد. شایدتعقل وزبان بارامانتی است که حافظ درشعرمعروف خودبیان کرده است.
"آسمان بارامانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند."
وهمین اندیشه و زبان منظورحافظ بوده است.از طرفی به گفته ی برخی روانشناسان :انسان پس ازبرطرف شدن نیازهای اولیه ای همچون نیازهای فیزیولوژی ونیازبه امنیت نیاز به اجتماعی شدن دراو زنده می شود. یکی از راه های اجتماعی شدن همانا زبان است،وبرای بیان اندیشه به دورترین نقاط جهان نیاز به رسانه های سودمندوقویی مانند: کتاب؛روزنامه رادیو،تلویزیون وبه تازگی هم سایت مطرح است،رسانه هاهم زبان انسان هستند،یاابزارزبان هستند.درقرآن شریف هم به خواندن ،هم به قلم ،هم به بیان وهم به گفتن،فراوان اشاره شده است.اما متاسفانه مادستمان ازهمه کوتاه است، مگروبلاگ کوچکی که شاید درروز 50 نفر بیشتربیننده نداشته باشد.می خواهیم از راه همین وبلاگ سخن شمارا بشنویم یا بهتر است بگویم :"سخن شمارابخوانیم." لذا به سراغ شما آمدیم تا گفتگوی کوتاهی داشته باشیم .با سپاس از اینکه وقت خودتان را به ما دادید.
**** آقا پیمان بسیاری ازخوانندگان عزیزوهمکاران شریف دلشان می خواهد بدانند ،که چه برسر شما آمد؟چرا شما تبعید شدید؟ دوست دارند درباره ی شما بیشتراززبان خودتان بشنوند.
بنده پیمان نود ینیان متولد سال 1352اهل سنندج هستم. ازسال 1371به استخدام آموزش و پرورش درآمده ام، وتا کنون مشغول به تدریس زبان انگلیسی بوده ام.ازسال 1382به عضویت انجمن صنفی معلمان کردستان درآمدم.
**** اززندگی در تبعید برای خوانندگان شریف بگویید،از رفتن تان به آنجا.
نزدیکی های آذر ماه سال ۱۳۸۵ سرگرم تدریس بودم ، یکی از کارکنان مدرسه به من گفت که کسی پشت خط می خواهد تلفنی با شما صحبت کند. گوشی رابرداشتم. مسئول کارگزینی ناحیه ی یک سنندج از من خواست به اداره آموزش و پرورش بروم. درپی اعتراض به صدورحکمی که درمرداد ماه 1385هیئت رسیدگی به تخلفات اداری، بنده را به 5 سال تبعید به کهکیلویه و بویر احمد محکوم کرده بود.این بارحکم قطعی 2سال تبعیدبه زنجان به من تحویل داده شد.
اما تازه شروع داستان بود.من ملزم بودم یک روز بعد،خود را به زنجان معرفی کنم. همه چیز خیلی سخت به نظر می رسید.سرنوشتی ناپیدا ومشکلات فراوانی چشم به راه من بود. اداره منطقه نیزمنتظرما بودند. بالاخره دوستان حراست زنجان با سفارشات پی درپی حراست کردستان ما را به دورترین شهرستان زنجان یعنی طارم فرستادند.. وبا این استدلال که جایی برای شما نمانده ،بنده رابه دورترین روستا یعنی ولیس فرستادند.جالب اینکه مسئول آموزش از مسافت و مکان روستای ولیس کاملاً بی اطلاع بود.
تبعید یا نفی بلد یعنی نفی اساسی ترین حق شهروندی یا حق انتخاب آگاهانه و آزادانه ی محل زندگی و محروم کردن از حق مشارکت اجتماعی ،و به عبارت دیگر منزوی کردن شهروندان.با این وصف می توانستم آینده را تا اندازه ای پیش بینی کنم.
ولیس در منطقه ای کاملا ًکوهستانی وصعب العبور واقع است. جایی بسیاربکرو دور از هرگونه امکانات .مردم آنجا با زبان شیرین آذری گفتگو می کنند.مردمی محروم از بهداشت مناسب ،تغذیه کافی،ولی بسیار دوست داشتنی و میهمان نواز. دیدن مردم آن سامان روحیه و توان مرا صد برابر نمود.آنچه که در اولین نگاه انسان را آزار می دهد؛ دیدن زنان و کودکانی است که از آرزوهای دست نیافتنی و حسرت های دمادم، زیباترین گل های ابریشم را بر فرشهای دیگران نقش می زنند.آنچه سهم آنان است دست مزد ناچیزی است؛ که صرف مخارج اعتیاد مردان خانه می شود. اگر از دانش آموزی علت غیبتش را جویا شوی به احتمال بسیار پاسخ این خواهد بود: " آقا بابام گفت: باید فرش ببافی،درس را می خواهی چه کار!!! "
** ** جناب آقای نودینیان بسامد واژهایی که درذهن شما دراین دوران می گذشت چه بود؟
اگر بخواهم خلاصه وار بگویم اینها به ذهنم می آمد: دلتنگی ، راهپیمایی طولانی ، برف و کولاک ،بچه های شاد وزیبا،راهنمای تعلیماتی که برای مچ گیری به روستا فرستاده می شد و ...........
**** آقا پیمان ازدیدخودتان گناه شما چیست؟
اگر احساس مسئولیت به سرنوشت انسانها ،تلاش آگاهانه در تحقق حقوق شهروندی ، بسط روشنگری وعدالت آموزشی ،تلاش برای به رسمیت شناخته شدن کنوانسیونهای جهانی حقوق کودکان ،دفاع از همکارانی که مورد تعرض سیستم اداری قرارمیگیرند، و دفاع از حق یک زندگی انسانی گناه باشد، بی گمان من گناهکارم .
**** برای قاضی محترم پرونده چه پیامی دارید؟
از آنجایی که من در یک دادگاه صالحه مورد محاکمه قرار نگرفتم، و از حق داشتن وکیل محروم بوده ام،چون بنده بر اساس حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری تبعید و منفصل شده ام وهمکاران خودم در هیات قاضی ظاهر شده اند، فقط می گویم: از ماست که بر ماست.
**** ازدیدشما، معلمان ایران چه خواسته هایی از دولت دارند؟
خواسته های معلمان دوبخش است،بخشی از آنها خواسته هایی اکونومیستی است. یعنی تحقق عینی منزلت اجتماعی و از همه مهمتر عدالت اجتماعی،امروز دیگر بیان حق داشتن رفاه ، نیاز به فلسفه چینی ندارد. ما کار می کنیم؛ باید بتوانیم نیازهای خود وخانواده را تامین کنیم.این روشن تر از خورشید است. اکنون چرامسئولین متوجه نمی شوند؟ ما نمی دانیم.
اما بخش دیگری از خواسته های معلمان، حقوق آموزشی وشهروندی است.داشتن حق تشکل واعتراض ،امنیت شغلی ،آزادی بیان ، داشتن فضای آموزشی استاندارد،به روز کردن محتوای کتب درسی،تغییر فضای نظامی مدارس وبسیاری چیزهای دیگر خوسته ی معلمان است.
**** چه پیامی برای همکاران معلم دارید؟
از آنها می خواهم بدون فوت وقت به عضویت کانونها درآیند واز فعالین صنفی پشتیبانی کنند.
**** اگر سخن ناگفته ای دارید بفرمایید.
فعالین صنفی هنگامی که در تابستان زیر شدیدترین فشارها قرار می گیرند ،خستگی وتنهایی ممکن است آنان را بیازارد، فقط از همکاران می خواهم با آنها در این هنگام بیشتر نشست و برخاست داشته باشند.
**** اگراشتباه نکنم؛به تازگی حکم دیگری برای شماصادرشده، دراین باره هم توضیح می هید؟
بله،در تاریخ 15 مرداد حکمی برایم صادرشد؛که درآن آمده بود به خاطر شرکت در تجمع 28اسنفد 1385 در آموزش و پرورش سنندج که د رآنجا خانواده های فرهنگیان هم آمده بودند، به این خاطر دو ماه انفصال از خدمت به من داده شده است.که از تاریخ...... قابل اجرا می باشد.واین حکم قطعی نبوده، بلکه اعتراض بر آن وارد است.
**** گویا شما برای حمایت از کودکان تلاش هایی را نیز کرده اید،وباسازمان یونیسف هم همکاری دارید؟در این باره هم توضیح می دهید؟
بله ؛ ما درسطح استان کردستان کانونی را تشکیل داده ایم به نام" کانون دفاع از حقوق کودکان" به ریاست خانم فاطمه زمانی که در آنجا بنده عضوهیات مدیره هستم.
**** هدف شما وهمکارانتان از تشکیل این کانون چیست؟
هدف ما حمایت از کودکان می باشد.چه در بین خانواده و چه در جامعه وچه از لحاظ حقوقی.جلو گیری ازقربانی شدن کودکان به خاطر فقروخشونت.به این خاطرجشنواره های گوناگونی را درطول سال انجام می دهیم,مانند: جشنواره ی نقاشی یا جشنواره ی آدم برفی ها و.... که در آن خانواده ها را با حقوق کودکان آشنا می کنیم. کودکان راباحقوق همدیگر و حقوق اجتماعی آشنا می کنیم.در جشنواره ی آدم برفی هاهدف این است؛که برای ساعاتی بچه ها را شاد کنیم، زندگی اجتماعی به آنان آموخته شود.تمرینی باشد برای تقسیم شادی ها.ودرست زیستن باهمدیگر. پایان
معلمان (اردبیل)
محکومیت باغانی و اکبری
به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديره ي اين كانون هركدام به ۵ سال حبس محكوم شدند.حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد.
همچنین رسول بُداقي عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.
اين حكم كه به امضاي سه تن ازاعضاي هيات بدوي استان رسيده است، به جرم :
۱- شركت در تحصنات وتجمعات غيرقانوني فرهنگيان درمقابل مجلس شوراي اسلامي وخودداري از حضوردركلاس ۲- تشويق همكاران به شركت درتحصن غيرقانوني فرهنگيان وقرائت اطلاعيه هاي غيرقانوني كانون صنفي معلمان .
عليرغم درخواست ازايشان براي دفاع از خود،هيچگونه دفاعي ازخودبه عمل نياورده، لذاهيات بدوي به استناد مواد ۱۸و۲۱آيين نامه ي اجرايي قانون ،بدون وجود دفاعيه رسيدگي راكافي دانسته ،وباتوجه به اقرار وي درتاريخ ۵/تيرماه/۸۶ به شركت درتحصنات وتجمعات تخلفات انتسابي رامحرزدانسته وبا انطباق موارداتهام با بندهاي ۳۳و۱۹ماده ي ۸ قانون رسيدگي به تخلفات اداري مصوب ۷/آذر/ ۱۳۷۲مجلس و در تعيين نوع مجازات وفق ماده ي ۲۱ آيين نامه ي اجرايي همان قانون به اتفاق آرا مبادرت به راي زير مي نمايد.
متخلف (رسول بُداقي) باستناد بند (ز) ماده ي9قانون مذكور،به مجازات كاهش يك گروه براي مدت ۲ سال محكوم مي گردد.
همچنین دادگاه محمدخاكساري كه براساس احضاريه ي پيشين مي بايست امروزچهارشنبه ۲۵/مهرماه/۱۳۸۶درشعبه ي ۱۵دادگاه انقلاب برگزارشود،بارديگر به روز۱۷/ آذر ماه/۱۳۸۶شعبه ي ۱۳دادگاه انقلاب موكول شد.
شورای نگهبان لایحه نظام هماهنگ پرداخت را تایید کرد
لايحه مديريت خدمات كشوري،در شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و با توجه به اصلاحات به عمل آمده مغاير با موازين شرع و قانون اساسي شناخته نشد.»
لايحه مديريت خدمات كشوري پس از چندين سال كش وقوس بين مجلس و شوراي نگهبان به تائيد شوراي نگهبان رسيد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني شوراي نگهبان، اين نهاد در آخرين بررسي خود، لايحه مديريت خدمات كشوري را مغاير با شرع و قانون اساسي ندانست.
شوراي نگهبان در نظرنهايي خود در مورد اين لايحه اعلام كرد:«لايحه مديريت خدمات كشوري، كه با اصلاحاتي در جلسه مورخ هشتم مهر1386 به تصويب كميسيون مشترك مجلس شوراي اسلامي رسيده است در جلسه مورخ 18 مهر1386 شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و با توجه به اصلاحات به عمل آمده مغاير با موازين شرع و قانون اساسي شناخته نشد.»

گچ و دل : آیا بالاخره اعتراضات صنفی معلمان تهران در اسفند ۸۵ منجر به موفقیت شد . آیا سران کانون صنفی معلمان علیرغم پرداخت هزینه های بسیار مثل بازداشت - انفصال - جریمه نقدی - انتقال و ...می توانند از این خبر بعنوان پیروزی یاد کند ؟
آموزش و پرورش و اهداء دو هزار و ۸۰۰دست ميز و نيمكت به مدارس عراق !
به منظور كمك به بخش آموزش در كشور عراق، از سوي وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران روز دوشنبه دو هزار و ۸۰۰دست ميز و نيمكت و ۱۴۰عدد تخته سياه ، به وزارت آموزش و پرورش عراق اهدا شد.
به گزارش ايرنا، رييس اداره آموزش و پرورش شهرستان قصرشيرين با اعلام اين مطلب افزود: اين اقلام در مرز پرويزخان قصرشيرين به نمايندگان وزارت آموزش و پرورش عراق تحويل داده شد.
"محمد حسين قيطاسي" هدف از اين اقدام انسان دوستانه را حمايت از دانش آموزان عراقي كه در جريان تجاوز كشورهاي بيگانه به اين كشور مدارس آنان ويران شده و فاقد امكانات و تجهيزات آموزشي ميباشند، عنوان كرد. در مراسم تحويل اين وسايل به نمايندگان عراقي ، فرماندار قصرشيرين و نمايندگاني از وزارت آموزش و پرورش كشورمان ، حضور داشتند. شهرستان مرزي قصرشيرين در غرب استان كرمانشاه واقع شده است.
گچ و دل ( سپاس معلم) : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . پول بیت المال باید برای نیازمندان کشور و بچه های محروم خرج شود آقای وزیر . آیا برای این اقدام از معلمان و دانش آموزان و مردم نظرخواهی کرده اید که از جیب خلیفه می بخشید . شما همه این ارقام را حساب کنید و به ریال محاسبه نمائید . مگر عراق استان ۳۱ ایران هست . اگر امکانات در اختیار بچه های محروم بم و سیستان قرار داده شود و از بین آنها مهندس و دکتر تربیت شود افتخار برای کل جامعه ایرانی است . و بر آن خرده ای وارد نیست ؟ اما بچه های عراق و افغانستان و فلس...

ما معترضیم آقای فرشیدی



